تبليغاتX
نه شرقی ، نه غربی ، انسانی
موسوی قانون گرا

سلام به دوستان عزیز .

پست قبل ( جناح بی جناحی  ) من رو یاد روز های سخت بعد از انتخابات می اندازه .

روزهایی که خیلی ساده برادرها و خواهرهامون در هر موضعی که بودن ، کتک می خوردند ، کشته می شدند و یا از تحقیر دیگران بی نصیب نمی موندند !

امروز از حال اون روزها خبری نیست !  امروز وقت برای جناح بی جناحی تنگه ! امروز ، وقت مبارزه است،

وقت مبارزه و ایستادن جلوی امثال موسوی و کروبی !

احتیاجی نیست طرفدار دولت یا احمدی نژاد باشی فقط کافیه کمی با منطق به قضایا نگاه کنی ، اونوقته که تو هم علیه موسوی و... بلند می شی !!

                                                                             

مگه نه اینکه موسوی نمادی برای قانون گرایی بود ! مگه نه اینکه طرفدار جوون ها بود ؟؟مگه نه اینکه گفته بود ما در راستای حکومت حرکت می کنیم و....

-چی شد که این اسوه ی  سبزپوشان بعد از انتخابات دقیقا مخالف قانون عمل کرد ؟؟

-چی شد که با صدور بیانیه  یابا  حضور مستقیم و  فعالانه ی خود همین جوون ها رو به خیابون ها ریخت؟؟

-چی شد که صراحتا علیه حکومت حرکت کرد ؟؟

-چی شد که قبل از انتخابات پیش بینی آشوب های پس از انتخابات شده بود ؟؟

 

اگه بخوام به این سوال ها ادامه بدم قطعا تا فردا صبح باید بنویسم و بنویسم !!

اینها سوال هایی هستند کهپ طرفداران موسوی جوابی براش ندارند !

مگه می تونن بگن سهم کسی که جوون ها رو به کشتارگاه کشونده از کسی که اون ها رو کشته کم تره ؟؟

مگه کسی می تونه ادعا کنه که موسوی قانون شکنی نکرد ؟؟

  آیا به نظر شما تظاهرات بدون مجوز ، آتش زدن اموال عمومی و... و در نهایت رعب و وحشت عموم  ، قانون شکنی نیست ؟؟

انتخابات با تقلب یا بی تقلب به نفع احمدی نژاد صورت گرفت .

این آقایان که تقلب در انتخابات رو قطعی می دونستند چرا مدارکی دال بر این موضوع ارائه نکردند ؟؟

مطمئن باشید اگه مدارکی داشتند یا در همون چند روز به شورای نگهبان می دادند و یا در تمام وب ها ، در و دیوار ها و هر جا که فکرش را بکنید ، می نوشتند !

منظورم از حرف بالا عدم تقلب نیست ! ولی در قانون برای متهم کردن هر چیزی باید دلایل و شواهد کافی موجود باشه !! بنابراین حتی تقلب در انتخابات هم بهانه ی مناسبی برای اقدامات موسوی نبود و نیست !

جالب تر از همه ی اینها ،تشکیلات راه سبز امیده !!  تشکیلات برای قانون گریزی و عوام فریبی ؟ برای  براندازی دولت ؟ شایدم حکومت ؟

عجب تشکیلات مفیدی !!

تشکیلات ایشون باعث فریاد خیلی ها شد ! از امثال من گرفته تا طرفدارای دو آتیشه ی حکومت و احمدی نژاد و...

ما نخواهیم گذاشت برادرها و خواهرهامون هر روز در دادگاه ها به جرم سادگی محاکمه بشن ولی باعث و بانی تمام مشکلات بعد از انتخابات ، در بین جوونها که گاندی خطابش می کنن ، پنهان بشه !

به امید روزی که  مشت همه ی خائنان و مردم فریبان باز بشه !!  و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که ....


|+|نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 19:29 توسط رها |
جناح بی جناحی
سلام هم وطنای عزیز ...

از آپ قبلیم چند وقتی می گذره و تو این مدت اتفاقاتی برام افتاد که همشون واسم پر رنج و درد بود ...

اتفاقاتی که شاید واسه خیلی ها از روز ۲۲م به بعد افتاده باشه  ...

بذارید از قبل از انتخابات به طور خلاصه براتون تعریف کنم :

مدتی بود که عضو قوی ترین گروه سیاسی ایران شده بودم و تقریبا به عنوان جوون ترین و جدیدترینشون فعالیت می کردم ، تا اینکه ....

تا اینکه نزدیک انتخابات شد و ما با عضو گیری شدید از بین افراد نسبتا نزدیک کاندیدا و تحقیقات گسترده به این نتیجه رسیدیم که واقعا دکتر آدم لایق و خوبیه !

البته همه ی فعالیت های قبل از انتخاباتمون واسه یه انتخاب ساده و یه رای نبود بلکه می دونستیم که انتخابات امسال با تقلب یا بی تقلب سرنوشت سازه !!

ما با انتخاب  و طرفداری شدید از دکتر خودمون رو از گروه جدا کردیم !

شدیم حدود صد نفر که اکثرمون همدیگه رو نمی شناختیم  و فقط از عقیده ها و بیوگرافی هم در چت روم با خبر بودیم ! ( البته این وضع ما تازه واردا بود! )

خلاصه غیر از تبلیغات وسیعی که کردیم کلی مردم رو هم متعجب کردیم ! تو ذهن همه این سوال به وجود میومد:مگه ممکنه دختر و پسری تو این تیپ و قیافه طرفدار احمدی نژاد باشه ؟!؟ ما ثابت کردیم آره ممکنه !!!

از کل کل ها و تبلیغات قبل از انتخابات بگذریم می رسیم به صبحی که از پیروزی احمدی نژاد با خبر شدیم ...

اون روز خیلی خوشحال بودیم و حتی تو سخنرانیش هم با لباسایی از پرچم ایران شرکت کردیم ...

با دیدن سبزپوش ها تو خیابونا یا تو دلم بهشون فحش می دادم و یا دلم براشون می سوخت که شکست خوردن ....

ولی چند روز که گذشت قضیه به کل وارونه شد !! دیگه بحث بحثه سبز و قرمز نبود !! بحث یه اعتراض به معنیه دگرگونی حکومت بود!!!

باورم نمی شد رهایی که تو این جور اعتراضات به نوبه ی خودش حرف اول رو می زد حالا به خاطر احمدی نژاد حتی از خونَش هم بیرون نمی ره !!!

نه ... نه ... هیچ کودوممون باورمون نمی شه که از چی به چی رسیدیم !!!

ما مبارزهای سیاسی بودیم و حالا همون هایی که بهشون می گفتیم بچه سوسول با آرمان های ما کشته می شن !!

مگه نه اینکه همه ی ما منتظر این موقعیت بودیم که به حکومت قدرتمون رو نشون بدیم ولی حالا به خاطر احمدی نژاد کسی که الان چهره پنهان کرده کاری نکردیم ...

من در این تظاهرات یا بهتر بگم این جنگ که دیگه بحث موسوی یا احمدی نژادی در کار نیست ، دوستای زیادی رو از دست دادم !

باورتون نمی شه اگه بگم یه دوست بسیجیم به دست سبزپوشان اون قدر کتک خورد که به بیمارستان نرسیده تموم کرد و باورتون نمی شه که چند تا از دوستام به خاطر اینکه فقط در جمعیت تظاهرکننده ها بودن ، اونقدر با باتوم کتک خوردن که از هوش رفتن !!!

می بینید چه جالبه ، نمی دونی باید کودوم طرفی باشی !!

از یه طرف تظاهرکننده ها یه دختر چادری رو تو خیابون فاطمی به بهانه ی اعتراض به جمهوری اسلامی لخت می کنن !

و از طرف دیگه پسر و دخترهای بی گناهی که شاید حتی به سن قانونی نرسیدن ، توسط پلیس مملکتی که می گه دموکراسی درش برقراره ، به طرز وحشیانه ای کشته می شن !!!

اولش می گفتم این طفلک ها به خاطر چی خودشون رو به کشتن می دن ؟؟! به خاطر موسوی ؟!؟ به خاطر کسی که زنش تو سازمان اطلاعات دستور اعدام ده ها زندانی سیاسی رو داده ؟؟! به خاطر یه آدم ترسو ؟!! بعد فهمیدم که موسوی یه بهانه برای ابراز وجوده ، برای جنگه ، برای اثبات انسانیت در جایی که سال هاست انسانیت از یاد رفته ...

می بینید از یه طرف می دونم احمدی نژاد خیلی آدمه و در این کارها مقصر نمی دونمش از یه طرف حالم داره از حکومتی بهم می خوره که رهبرش از یکی مث هاشمی میترسه و از همه بدتر می دونم که کسی که این همه ازش دفاع کردم بعد از رهبر مهم ترین شخصیت جمهوری اسلامیه و نمی تونه در کارهای کثیف حکومت دخالتی نداشته باشه !!!!

امروز جناح ها فرق کرده ! دیگه اگه موسوی هم بیاد و بگه که از حقم گذشتم و مردم خواهشا برید خونه هاتون ، کسی گوش نخواهد کرد ! دیگه مسئله ی خونی در میونه که نا به حق ریخته شده ! مسئله خواهر و برادر مائن که کشته شدن ، چه بسیجیایی که مردن چه ضد حکومتا !!

تو این اوضاع شلوغ که اگه خیلی چیزا رو به چشم ببینی و خیلی چیزا رو بدونی قضاوت خیلی سخته !!

دو طرف تقریبا به طور برابر حیوان گونه جان مردم رو گرفتن ، دو طرف به یه اندازه در مورد اتفاقات اخیر دروغ گفتن و... حالا تصمیم با توئه که بخوای جزوه کودوم باشی ، فقط بی طرفانه و با توجه به این تصمیم بگیر که نه تلویزیون ایران و تلویزیون های ماهواره ای بی طرفند و همه فقط ظلم های طرف مقابل رو نشون می دن و بس !!

ما که با شعار مرگ بر بی طرفان و...  وارد وادی سیاست شدیم فعلا در بی طرفی مطلق به سر می بریم  و منتظریم که یا آشوب ها بخوابه و یا به یه نتیجه ی خوبی برسه و خون های ریخته شده بی جواب نمونه !!


|+|نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 21:45 توسط رها |
آیا احمدی نژاد دروغ می گوید ؟؟
رئيس مركز آمار دولت اصلاحات در گفت‌وگو با فارس :
ترديدي در آمارهاي ارائه شده توسط رييس جمهور وجود ندارد

خبرگزاري فارس: رئيس مركز آمار ايران در دولت اصلاحات عنوان كرد: آمار ارائه شده توسط مركز آمار در دوره فعلي صحيح بوده و ترديدي در آمار ارائه شده در آمار رييس جمهور وجود ندارد.


حميدرضا نواب پور عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي و رئيس مركز آمار ايران در دولت اصلاحات در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا»، درباره آمار ارائه شده توسط مركز آمار در دولت نهم گفت: اين آمارها صحيح بوده و به اين سادگي نيست كه تعريف‌ها تغيير كند.
نواب‌پور افزود: مركز آمار نمي‌تواند آمارها را تغيير دهد و در اصل اطلاعات هيچ‌گونه ترديدي وجود ندارد.
نواب پور از ارديبهشت سال 1383 تا ارديبهشت 1385 مسئوليت رياست مركز آمار ايران و از سال 1375 معاونت اين مركز را به عهده داشته است.

 

دوستان برای مطلع شدن از اخبار امروز در مصلی تهران به این آدرس برید :

http://zoheir2005.blogfa.com/

 


|+|نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ساعت 22:18 توسط رها |
تجریش رو بستیم ...
امشب جاتون خیلی خالی بود ...

از ۶ ،۷ رفتیم تجریش و از دم ستاد همه جمع شدیم .

چه جمعیتی و چه شعارهای جالبی .

- چیز چیز چیز چیز   حرف زدنم بلد نیست !

- ملت چیز چیز نمی خوایم ، چیز نمی خوایم ، چیز نمی خوایم !

- موسوی کم آورده ، بچه سوسول آورده !

-مناظره بنا شد ، موسوی کله پا شد !

-ایول ایول ... داش محمود و ایول و...

جمعیت وسط میدون واستاده بودیم و فریاد می زدیم ...

چند تا طرفدار موسوی هم که رد شدند ما رو با علامت های زیباشون بهره مند کردند که البته به جز یکی دو نفرمون بقیه جواب ندادیم تا ثابت کنیم چقدر با اونا متفاوتیم !

ولی جداً از طرفدارای هر کسی می تونید اون رو بهتر بشناسید ...

بیچاره ها طرفدارای موسوی چیزی از احمدی نژاد پیدا نکردن گیر دادن به قیافه و لباسش آخه کسی نیست بهشون بگه مگه دولت سالن مده ؟؟ یا محمود مدله ؟؟ همین قدرتش ، اخلاقش ، معلوماتش ، مدیریتش برا ی ما کافیه و این ها آبروی ما رو جلو کشور های دیگه حفظ می کنه و آبروی ما با قیافه ی کسی با این خصوصیات نمی ره !!!

راستی دوشنبه ساعت ۴ مصلا یادتون نره !!


|+|نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت 0:54 توسط رها |
ما فقط به حقیقت رای خواهیم داد !!
سلام بر همه ی حقیقت جویان عزیز.

امشب اومدم تا در مورد انتخابات ریاست جمهوری باهاتون صحبت کنم .

شما به کی رای می دید ؟؟

موسوی ؟؟ احمدی نژاد ؟ کروبی ؟؟ یا رضایی ؟؟

اگه جوابتون موسویه باید بگم که براتون متاسفم به هزار دلیل :

۱. اگه مناظره رو دیده باشید ( که حتما دیدید ) موسوی صد در صد مغلوب شد و جواب هیچ کودوم از گندکاری هایی که کرده بود رو نداشت !

۲. خودش پرونده سازی که البته بهتر بگم خاله زنک بازی رو شروع کرد و پس از مغلوب شدن قضیه رو به طرف احمدی نژاد برگردوند !

۳. موسوی اگه واقعا کاندید لایقی بود احتیاج نداشت میلیاردها تومن واسه تبلیغات هزینه کنه !! دوست خودم پول گرفت و کل ماشینش رو سبز کرد و عکسای اون رو چسبوند !! ( به قول دکتر پول این همه شال سبز و دستبند سبز و این همه وبلاگ نویس غیره و غیره از کجا میاد ؟)

۴. اگه موسوی روی کار بیاد شاید یه سری آزادی های ظاهر ی بیشتر بشه ولی مسلما بیچاره تر می شیم و همین افتخار جدیدمون که انرژی هسته ای هست رو هم از دست می دیم !

۵. موسوی ظاهرا می خواست با سیاست خودش رو یه آدم روشن فکر و متین نشون بده ! که البته اونایی که بی تعصب مناظره رو نگاه کردن کل لباس سبزهاشون رو آتیش زدن !

۶. با رای به موسوی سند بدبختی خودمون و پرتر شدن جیب امسال هاشمی رو امضا می کنیم !

واقعا حاضرید آزاد باشید ، روابطمون با امریکا و... خوب باشه ، تورم کم بشه ولی انرژی هسته ای نداشته باشید ؟؟ حاضرید ؟؟ اون موقع فرقمون با افغانستان و پاکستان چیه ؟؟ حاضرید بازم به عنوان یه کشور بدبخت و ضعیف بهمون نگاه کنن ؟؟

اگه حاضرید ،اگه جنگ بشه ، من و تو بدون سلاح و با دست خالی می جنگیم ؟؟

با تموم شدن ذخایر نفت بچه ی من و تو بدبخت می شه یا امثال موسوی و هاشمی ؟؟

 من حاضرم بمیرم ولی با غرور آریایی و بدون تحقیر و توهین !!!

رای ما و دیگر حقیقت جویان فقط و فقط به مرد باصلابت ایرانی که جلوی همه ی دشمنان ایستاد  :

دکتر محمود احمدی نژاد

 

امام علی : غالب پیروان دجال ( یک خائن ) در آن روزگار سبز بر سر و دوش دارند . ( بحار ج ۱۳ ص ۹۶۵ )

ما قرمز پوش خواهیم شد !!

 

 


|+|نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 ساعت 21:42 توسط رها |
دیروز فرداهایم را رها خواهم کرد!


|+|نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت 10:59 توسط رها |
از همتون ممنونم
سلام .

قبل از هر چیز باید از دوستان خوبم که در مشکلات کامپیوتری کمکم کردن یا اعلام آمادگی برای کمک به من کردن تشکر می کنم :

- سانحه ی دلخراش  ( مرتضی )   ( واقعا وقت گذاشت تا جواب سولام رو بده )

-آقای میبدی عزیز  ( هنوزم در تلاش تا جواب سوالای فضاییم رو پیدا کنه !!  و واقعا دستش درد نکنه)

- مهیار ( میم )   ( خب سرش به درساش گرمه ، زیاد وقت نمی کنه به سوالام فکر کنه ! )

-کورش  ( با اون نظرای زیبا و تامل برانگیزش بزرگترین کمک رو می کنه)

-پویا ( خیلی کم پیدا !!  ولی اگه بود کمک می کرد  نه جدا خودش پیشنهاد کمک کردن داد)

-سید ( با اعتقاد .   پشنهاد کمک داد ولی من ناامید دیگه نخواستم اونم به زحمت بندازم !)

-ملنگ الشعرا ( از اون جایی که گفتم سرش به شعر گفتنش گرمه ، نخواستم اذیتش کنم . )

- یه همکلاسی که فعلا اسمش رو نمی گه  ( کمکی نکرد ولی پیشنهاد کمک داد (نمی شناسمش )  )

- مریم  ( سعی خودش رو کرد تا بتونه کمکم کنه )

-محسن ( که نزدیک بودن عقایدمون به هم واسم یه دلگرمیه و ممنونم ازش که ادعای کامپیوتر نداشت ! )

-نوید ( عشق مشترکمون شاملو  و بازم ممنون از بی ادعاییت در زمینه ی کامپیوتر)

-مردی که مرد ( دوست داشت کمک کنه )

 

و...


|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 15:4 توسط رها |
دوستان کمکم کنید !!
سلام.

بچه ها ازتون کمک می خوام . تو مسائل کامپیوتری بدجوری گیر کردم اگه درباره ی نرم افزارهای کامپیوتری می دونید یا رشته تون کامپیوتر تو نظرا بهم بگین و آی دیتونم بدید تا چند تا سوالم رو ازتون بپرسم .

ممنون


|+|نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 ساعت 13:54 توسط رها |
بی مقدمه این شعر رو می نویسم تا ...
با چشم ها

  ز حیرت این صبح نا به جای

خشکیده بر دریچه ی خورشید چارطاق

برتارک سپیده ی این روز پابه زای ،

دستان بسته ام را

آزاد کردم از

زنجیرهای خواب .

فریاد بر کشیدم :

        اینک چراغ معجزه ، مردم !

تشخیص نیم شب را از فجر

در چشم های کور دلیتان

سوئی به جای اگر ،

مانده است آنقدر ،

تا

از کیسه تان نرفته ، تماشا کنید خوب

در آسمان شب

رواز آفتاب را !

با گوش های ناشنوائی تان

این طرفه نشنوید ،

در نیم پرده ی شب آواز آفناب را ! 


|+|نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 ساعت 2:10 توسط رها |
بحث سیاسی
سلام هم وطنای عزیز .

 

چند روز پیش تو کلاس بودیم که با یه جمله یه بحث سیاسی داغ شروع شد !

جمله ی یکی از بچه ها این بود : چرا ما با این همه بدبختی به غزه کمک می کنیم ؟ مگه احمقیم ؟

این جمله شروع یه بحثی بود که شاید بیشتر از سه ربع وقت کلاس رو گرفت ،

اونم بی فایده !!

یکی از بچه ها پا شد و گفت مگه کهریزک و هزار تا جای دیگه نیست که احتیاج به کمک دارن پس چرا ما به کسایی که خون ما که شیعه ایم رو قبول نمی کنن و کشتیهامون رو پس می فرستن کمک کنیم !!

یکی دیگه گفت ما هنوز نمی فهمیم که دوست و دشمن ما کیه و مث کمک کردنمون به عراق ، بازم داریم اشتباه میکنیم !

یکی دیگه گفت : ...

استاد پرسید : این که غزه کمکای ما رو قبول نمی کنه رو از کجا می دونید ؟

بچه ها گفتن : بی بی سی ، اخبار ، شبکه های ماهواره ای و...

حالا نوبت من بود که پاشم و با وجود وطن پرستی افراطی که دارم نظرم رو در این مورد بگم :

بچه ها کی گفته که غزه کمک های ما رو قبول نمی کنه ؟!

از کجا این خبر رو آوردید !؟

مگه غیر از اینه که بازم اول از آف و سایت های سیاسی شروع شد !؟

بچه ها هر وقت یه خبری می شنوین یا می بینین ، قبل از هر چیز منبع اون رو نگاه کنید و ببینید که اصلا برای چی اون خبر رو پخش می کنن !؟

آیا بی طرفن یا ... !؟

می دونید که بازم داریم مث همیشه گول سیاست های آمریکا و جاهایی که نمی خوان کمک به آدم ها رو ببینن رو می خوریم ؟!

اینم یه نقشه ی جدیده که میگن غزه از شیعه کمک قبول نمی کنه و اصلا می گه خون شیعه مباحه ، اینا رو می گن تا من و تو دیگه به اون آدمای بدبخت کمک نکنیم !!

یکی از بچه ها گفت : خب چرا وقتی این همه بدبخت تو کشور خودمون هست به اونا کمک کنیم ؟!

من گفتم : زلزله ی بم یادتون نیست !؟ اون موقع چون بحران اصلی برای بم بود به اونا کمک شد نه به کهریزک و کودکان سرطانی و..  ، الان هم همین وضعیته ! وضعیت غزه بحرانیه ! پس من و تو باید کمکشون کنیم !

یکی از بچه ها گفت : من می دونم اگه پول هم بدم به دست اونا نمی رسه !

من گفتم : اولا ما مطمئن نیستیم که میرسه یا نه ! دوما اگه بخوایم با این شک و تردیدها زندگی کنیم ، دیگه نباید به هیچ جا کمک کنیم چون شاید به دست نیازمندا نرسه !!

می خواستم بگم که بچه ها : چرا ما انقدر ساده ایم ؟! چرا اجازه میدیم دشمنا بین شیعه و سنی رو به هم بزنن !؟ چرا از هر منبعی خبرا رو باور میکنیم ؟!

می دونید که حدود شیش ماهه که ثابت شده  دیگه حتی بی بی سی هم بی طرف نیست ؟!

از اون جایی که نظر همه برعکس من بود سیل فریادها ، ادعاها و حتی توهین ها ( که البته بعد از فروکش کردن آتیششون عذرخواهی کردن !!) به سمت من هجوم آورد که باید اعتراف کنم شاید چند نفری رو متقاعد کردم ولی بقیه دوست نداشتن چیزی غیر از حرفای شبکه های سیاسی رو باور کنن و تقریبا این بحث به جایی نرسید !

شاید آخرین جمله هامون این بود که : اگه حتی این کمکا به دستشون هم نرسه ما ثوابش رو بردیم و کار خودمون رو کردیم ، حالا اگه شما جور دیگه ای فکر میکنید ، کمکی نکنید !!

 


|+|نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت 22:20 توسط رها |
آخرین نوشته ها
موسوی قانون گرا
جناح بی جناحی
آیا احمدی نژاد دروغ می گوید ؟؟
تجریش رو بستیم ...
ما فقط به حقیقت رای خواهیم داد !!
دیروز فرداهایم را رها خواهم کرد!
از همتون ممنونم
دوستان کمکم کنید !!
بی مقدمه این شعر رو می نویسم تا ...
بحث سیاسی
آرشيو وبلاگ
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387